|
غريبه غم مخور من هم غريبم | ||
|
حدس و حدس میزنم شبی مرا جواب می کنی و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی من از کنار پنجره تو را نگاه می کنم و تو به نام دیگری مرا خطاب می کنی چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی به خاظر تو من همیشه با همه غریبه ام تو کمتر از غریبه ای مرا حساب می کنی و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت که بعد من دوباره دوست انتخاب میکنی مریم حیدر زاده [ یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 ] [ 12:2 ] [ رضا(غريبه) ]
یا از خیالم دست بردار ای غریبه یا در سکوتم پای مگذار ای غریبه من هم غریبم مثل تو، من را در این راه ـ تنها ـ به دست جاده مسپار ای غریبه مائیم و ذوقی در هجوم خشکسالی ما و سری بر روی دیوار ای غریبه از آبی چشم تو دل کندن چه سخت است آری نگاهت را نگهدار ای غریبه ای کاش می دیدی مرا یکبار دیگر هر جا که شد حتی سر دار ای غریبه چشم تو را یکبار دیگر می سرایم شاید که باشد آخرین بار ای غریبه وقتی برای یک غزل جان می کند ذوق یعنی نمانده حرفی انگار ای غریبه... محسن بقایی هامانه [ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ 18:16 ] [ رضا(غريبه) ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||